هنرمند جوان

اینجا سرزمین جادویی رنگ و قلمو است. اینجا خانه هنرمندان جوان است.

 
عید غدیر مبارک
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦
 


 
comment نظرات ()
 
 
نمایشگاه بزرگ فروش آثار هنری تهران (آرت اکسپو)
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦
 






دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری بنیاد رودکی و موسسه توسعه هنرهای تجسمی در نظر دارد تا نمایشگاه فروش آثارهنری تهران را با هدف گسترش اندیشه و اشاعه فرهنگ خرید آثارهنری در جامعه از طریق حضور نگارخانه ها، ارائه خدمات کارشناسی به متقاضیان حقوقی و حقیقی متناسب با نیاز آن ها، برگزاری مباحث تخصصی با موضوع اقتصاد هنر، تجلیل از نگارخانه های برتر، معرفی هنرمندان جوان به جامعه هنری و رونق اقتصاد هنرتجسمی برگزار نماید. این نمایشگاه از اول تا پانزدهم دیماه در تالار وحدت تهران برگزار می گردد. از تمامی استادان، هنرمندان، نگارخانه داران، کارشناسان، صاحب نظران، هنر دوستان و مجموعه داران آثار هنری دعوت می شود تا در این نمایشگاه حضور یابند.


نمایشگاه:

  1. بخش نگارخانه داران:در این بخش به منظور آشنایی با نگارخانه های مطرح و موثر در عرصه هنر تجسمی، تاثیر نگارخانه ها در روند اقتصاد هنر و تجلیل از نگارخانه داران برتر تهران، به هر نگارخانه متقاضی غرفه ای با مساحت معین واگذار می شود تا آثار هنری مورد نظر را ارائه نمایند.
  2. بخش هنرمندان:در این بخش به منظور اکرام هنرمندان معاصر و توجه به نظر هنرمندانی که تمایل دارند به طور مستقل در نمایشگاه شرکت کنند، غرفه ای به نام موسسه توسعه هنرهای تجسمی اختصاص مییابد تا هنرمندان محترم آثارشان را در فضایی مستقل ارائه نمایند. (سابقه هنری، برگزاری حداقل 10 نمایشگاه انفرادی و حضور موثر در فعالیتهای گروهی عرصه فرهنگ و هنر از جمله شرایط حضور در این بخش است).
  3. کارگاه عملی:همزمان با نمایشگاه، کارگاه عملی (ورک شاپ) برگزار و آثاری که در این کارگاه خلق می شود جهت ارائه به متقاضیان، در اختیار موسسه توسعه هنرهای تجسمی قرار میگیرد.


همایش:

در طی برگزاری اکسپو ، همایش علمی شامل سخنرانی ها ، نشست ها و میزگردهای تخصصی با موضوع اقتصاد هنرهای تجسمی با حضور استادان و صاحبنظران برگزارشده و مجموع آن ها نیز در قالب کتاب همایش منتشر میشود.


تجلیل ها:

- در بخش فعالیت نگار خانه داران از سه نگارخانه دار برتر تجلیل خواهد شد.
- سه هنرمند معاصر فعال در عرصه اقتصاد هنر تجلیل خواهند شد.
- هم چنین سه هنرمند جوان نیز که در این نمایشگاه حضور یابند به جامعه تجسمی کشور معرفی و تقدیر میشوند.

مقررات:
- هر نگارخانه میتواند با معرفی 5 تا 10 هنرمند و مجموع 25 اثر در اکسپوی تهران حضور یابد.
- مبلغ ورودی برای هر نگارخانه 2500000ریال (دویست و پنجاه هزار تومان) مقرر شده است. 
- در کلیه بخش های اکسپو تیم کارشناسی حضور داشته و تصمیم گیریها بر اساس نظر کارشناسان انجام می شود.
- غرفه های نگارخانه ها درمساحت معین طراحی شده و به صورت الفبایی در اختیار نگارخانه ها قرار میگیرد.
- در کاتالوگ اکسپو برای هر نگارخانه دو صفحه جهت معرفی هنرمندان و آثار در نظر گرفته شده است.
- نگارخانه ها میتوانند پوستر و کارت پستال آثار را در تیراژ محدود به امضای هنرمند رسانده و به فروش رسانند.
- در فضای عمومی نمایشگاه، از هر نگارخانه یک اثر با ذکر مشخصات نصب و بقیه آثار درغرفه ها ارائه میشوند.
- حضور نگارخانه ها براساس اولویت ثبت نام و تایید دفتر امور هنرهای تجسمی میسر خواهد بود. 
- نگارخانه ها میتوانند فهرست هنرمندان را به همراه cd آثار و نشان و مشخصات نگارخانه، تا 25 آبان به دبیرخانه اکسپو ارائه نمایند.



برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت نمایشگاه مراجعه نمائید.

با تشکر بسیار از هنرمند عزیز سینا نیری


 
comment نظرات ()
 
 
درباره سینا نیری
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٥
 

درباره سینا نیّری

هنرمند مجسمه ساز 








درباره هنرمند

سینا در اسفند 1361 در مشهد متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه در دانشگاه آزاد رشت در رشته کشاورزی ادامه تحصیل داد. وی کار مجسمه سازی با گل را از سال 1383 در کارگاه خود آغاز کرد و با علاقه بسیار آن را ادامه داد. پس از فارغ التحصیلی و اتمام تحصیلات آکادمیک، علاقه اش به مجسمه سازی وی را به کلاس های استاد تناولی کشاند تا دوره مجسمه سازی معکوس و ساخت مجسمه های برنزی را از این استاد بزرگوار بیاموزد. از این تاریخ فعالیت حرفه ای او در زمینه مجسمه سازی شروع شد.

سینا از هنرمندان بسیار پر کار است و در مدت یک سال اخیر در نه نمایشگاه شخصی و گروهی شرکت کرده است. لیستی از نمایشگاه های او در زیر آورده شده.

 

نمایشگاه های هنرمند

-         نمایشگاه برنز به همراه گروه کالب (گالری ماه مهر – اردیبهشت 1386 – تهران)

-         نمایشگاه شخصی مجسمه های گلی (گالری پروین – خرداد 1386 – رشت)

-         نمایشگاه شخصی پرتره های گلی، Fools Carnival (گالری ایوان سپید – تیر 1386 – مهرشهر کرج)

-         نمایشگاه شخصی پرتره های گلی و مجسمه های برنزی Carnival of Fools (گالری سیحون - شهریور 1386 – تهران)

-         نمایشگاه پرتره های شخصی (موزه امام علی – مهر 1386 – تهران)

-         نمایشگاه گروهی به همراه گروه کالب (گالری باران – آبان 1386 – تهران)

-         نمایشگاه شخصی مجسمه های برنزی "من می خواهم یک کیک درست کنم!" (گالری پروین – اردیبهشت 1387 – رشت)

-         مجسمه های برنزی سینا نیری (گالری ایوان سپید – اردیبهشت 1387 – کرج)

-         نمایشگاه سینا نیری (گالری سیحون - مرداد 1387 – تهران)

 

دست نوشته ای از هنرمند

به اعتقاد من با پیدایش جهان هنر آغاز شد چون خود یک شاهکار هنری است! تمام موجودات این جهان تکه ای از این هنر را در خود دارند فقط کافیست جستجو کنند و آنرا بیابند و بپرورانند.

انسان مادّیست و مادّه با گذشت زمان از میان میرود پس فانیست، هنر به شکلی عجیب خارج از زمان و مکان سیر میکند پس می‌توان گفت نوعی جاودانگی در خود دارد ، این حسّ بی زمانی ، بی مکانی و جاودانگی آن چیزیست که هیچ جای دیگر نتوانستم بیابم..
در تنهاترین دوران زندگی بوسیله‌ی یک دوست (حسین جهان دفاعی) با گِــل آشنا شدم(مرداد 1383)؛ او اعتقاد داشت (و دارد) که بهترین استاد ِ هرکس خود آن شخص است! و با این اعتقاد شهامت استاد شدن را به من داد ، به این ترتیب به استادی خودم مجسمه سازی (یا بهتر بگم گـِـــل بازی) را آغاز کردم ؛ کار من محدود به کارگاهی شده بود که استاد و شاگردش خودم بودم ، البته در این دوران دو دوست خوبم خانم نوش‌آفرین عاطفی و بابک حیدری در زمینه‌ی تکنیک و تئوری مجسمه سازی کمک بزرگی به من کردند .

بعد از دو سال کار با گِل، شهامت خارج شدن از کارگاهم را پیدا کردم و تصمیم به کار با متریالی بجز گـِـل گرفتم. به همین سبب در دوره ای که توسط استاد پرویز تناولی در زمینه‌ی کار با برنز با عنوان "مجسمه سازی معکوس" برگزار شده بود شرکت کردم.
کار من شاید یک اثر هنری باشد اما هرچه که باشد در برابر گـِــل که تکه ای از یک شاهکار هنریست هیچ است ! 


آثار هنرمند


شما می توانید تعدادی از آثار سینا نیری را در ادامه مطلب ببینید

لطفا نظر خود را درباره کارهای این هنرمند جوان بنویسید

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
نقاشی گل ها
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٤
 

by Georgia O'keeffe

چند تابلوی زیبا از گلها به همراه معرفی اثر و نقاش آن

امیدوارم از دیدن این تابلو ها لذت ببرید.

نقاشی ها را در ادامه مطلب ببینید.

لطفا نظر خود را درباره آنها بنویسید


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
عید قربان مبارک
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۸
 

عید قربان مبارک


 
comment نظرات ()
 
 
سبک امپرسیونیسم
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٧
 

نقاشان واقع گرا سعی می کردند هر آنچه می بینند، را ثبت نمایند. آنها تلاش می کردند که با دقت و ظرافت، جهان پیرامون خود را بر روی بوم نقاشی تصویر کنند.

در قرن نوزدهم و بعد از اختراع دوربین عکاسی، برخی نقاشان از برخورد واقع گرایانه با دنیای اطراف رو گردانده و به سوی روش های دیگری برای خلق آثار هنری خود متمایل شدند. این روند طی سال های ۱۸۷۴ تا ۱۸۸۶ در نمایشگاه های نقاشی گروهی از هنرمندان مشهود بود. این گروه از نقاشان شیوه نقاشی خود را از مجمع نقاشان پاریس که به Salon معروف بود جدا کردند و از شیوه های ابداعی خود برای خلق آثار جدید بهره بردند و به دلیل همین سنت شکنی از سوی Salon به «سیزده دیوانه و یک زن» معرفی شدند. افرادی نظیر:
Claude Monet، August Renoir، Berthe Morisot و Mary Cassatt.

گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم به شیوه هنری روی آوردند. این شیوه که مبتنی بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با به کار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید است به زودی جهانگیر شد. در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری و ژرفانمایی (پرسپکتیو) فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود.

در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو اغشته به رنگهای خالص و نامخلوط به جای ترکیب‌های ظریف رنگها استفاده می‌کنند. مثلا، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز انها دو رنگ ابی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار می‌دهند تا رنگها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. انها در نقاشی صحنه‌های زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان می‌دهند.

در آثار امپرسیونیسم، دقت و ظرافتی که در کارهای رئالیسم وجود دارد دیده نمی شود، در حقیقت نقاش خود را نیازمند آن نمی بیند تا برای ارایه ی تفکر خود، تنها از تکنیک عالی بهره ببرد، بلکه آن چه را که از اشیا، طبیعت و یا زندگی روزمره درک می کند را به شیوه ی خاص خود روی بوم پیاده می کند. و این هنری است که از تکنیک عالی نقاشی فراتر ست. برای خلق آثار امپرسیونیسم، باید پله های رئالیسم را طی کرده باشیم. شاید اگر واژه ظرافت را از مرز دید فراتر برده و به مرز ذهن نزدیک تر کنیم، کارهای امپرسیونیسم را بتوان ظریف تر از کارهای رئالیسم برشمرد.

شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال۱۸۷۴ به نمایش همگانی آثار خود پرداخت. نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلود مونه به نام دریافتی از طلوع آفتاب (به فرانسوی: Impression, soleil levant) گرفته شده‌است. نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت. دریافتگری همچنین نام نهضتی در موسیقی است.

این سبک به امپرسیونیست ها یا ادراک گرا (Impressionist) معروف شد چرا که از دید جراید آن زمان هنرمندانی بودند که در هنر خود به ادراک شخصی (Impressions) و طرح خلاصه ی اشیا (Sketch) اکتفا می کردند. در جای دیگری خواندم که واژه ی امپرسیونیسم از آن جا به این موومان هنری اطلاق شد که یکی از اولین کارهای Claude Monet در این سبک به نام «Impression Sunrise» بود.

شما می توانید نمونه هایی از آثا نقاشی این سبک را در ادامه مطلب ببینید.

لطفا نظر بدهید.

اگر در سایت خود مطلبی در این باره دارید، لطفا آدرس سایت خود را بنویسید تا لینک آن را در وبلاگم قرار دهم.

  سایر منابع مرتبط

http://www.akkasee.com/articles/7297/

http://www.mandegar.info/1383/Shahrivar83/Imressionism.htm

http://aftab.ir/articles/art_culture/painting/c5c1212036566_impressionism_p1.php

http://www.tebyan.net/Literature_Art/Art/VisualArts/Drawing/2003/12/15/4699.html




 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
درباره شرلی نواک - shirley novak
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٦
 

شرلی نواک

در فوریه 2004 مجله (Southwest Art) شرلی را به عنوان "هنرمند مشاهده گر" نامید.

مسیر زندگی هنری شرلی با علایق و لذات بسیار ساخته شده است. علاقه اش به هنر ، او را با همسرش Ralph Obergدر ، که یک نقاش حیات وحش و مناظر طبیعی بود ، آشنا کرد. رالف و شرلی خانه اشان را در کلورادو Colorado در مکانی که با مناظر زیبایی از کوه ها و باغ های گلی که در همه سو گسترده است احاطه شده، بنا کردند. شرلی کاملا مجذوب باغش و عاشق نقاشی کردن است. او پذیرفته است که یک "معتاد هنر" باشد.

شرلی عاشق باغبانی کردن است و زمان زیادی را در باغشته که "معتاد هنر" باشد. شده کوه ها و باغ های گلی که در همه سو گسترده است ، بنا کردند.ش حیات وحش و مناظر طبیعی ، آشنا کرد.د مشاهده گر" نامید. صرف مطالعه زیبایی های طبیعت می کند. او سپس آنچه آموخته است را روی بوم نقاشی می آورد و در فضای دو بعدی به آن جان می بخشد.

شما می توانید تعدادی از آثار او را در ادامه مطلب ببینید.

لطفا درباره سبک نقاشی شرلی نظر بدهید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
درباره دن لی لگر - Don Li-Leger
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٦
 

Don Li-Leger دن لی لگر


دن لی لگر هنرمند مشهورسه دهه اخیر است. او در 1948 کلمبیا به دنیا آمده و بزرگ شده است. لی لگر خیلی زود علاقه شدیدی به هنر و دلبستگی زیادی به طبیعت اطرافش از خود نشان داد. این همراهی هنر و طبیعت نقش موثری در زندگی او و هنرمند شدنش ایفا کرد.

او تحصیل در رشته هنر و علوم طبیعی را دهه 1970 دنبال کرد. و این موضوع در طول بیست سال آینده او را به عنوان یک نقاش رئالیست مشهور کرد. در دهه 1990ساخت یک سری نقاشی های انتزاعی با اکرلیک را شروع کرد که شامل عناصر هندسی ، پدیده های طبیعی، خوشنویسی و کلاژ بودند. این الگوی نقاشی به عنوان نقاشی های "آمیختگی آسیایی" (Asian Fusion) بیان شده اند و با طیف رنگ های ملایم و و ساختار و نظم معماریشناخته می شوند. این سبک تحت تاثیر هنر آسیایی ، فلسفه شرقی و هنر اتزاعی است.

گرچه بیشترین وقت او صرف نقاشی کردن و نمایش کارهای هنریش می شود ، ولی خانواده و خانه و باغش منشا خلاقیت های او هستند.

"من مربیهای بیشماری در زندگی ام داشته ام :خانواده ، اطرافیان و شخصیت های هنری. گیاهانی که نقاشی های من نشان داده می شوند، همان هایی هستند که باغم پرورش داده ام، لذا همه آنها معانی شخصی خودشان را دارند."

شما می توانید تعدادی از آثار او را در ادامه مطلب ببینید.

اگر به این سبک نقاشی علاقمند هستید حتما نظر بدهید.


Don Li-Leger



Awards
1977 Canadian Nature Artist Scholarship, Okanagan College, Kelowna, BC


Collections
Elkay Investments
Alpine Helicopters
Esso Resources
Ernst and Young
Reco Contracting
Petley-Jones Gallery
Surrey City
Leigh Yawkey Woodson Art Gallery
Canadian Wildlife Service
World Wildlife Fund
Brant Festival
BC Fishing Resorts Association
Second Century Fund


Education
1977 Print Making, Okanagan College, Kelowna, BC
1975 Painting, Terry Frost, The Banff Centre for Fine Art, Banff, AB
1975 Illustration, Frank Beebe, British Columbia Provincial Museum, Victoria, BC
1972 Plant Ecology, Simon Fraser University, Burnaby, BC


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
درباره ونسان وان گوگ
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۳
 

-پرتره نقاش


زندگی هنری

وان‌گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل‌های آفتابگردان او از معروفترین نقاشی‌هایش است که شامل ۱۱ اثر می‌شود. او می‌گفت: «زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می‌توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است.»

او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال 1880و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد.

وانگوگ در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با دریافتگری (امپرسیونیسم) و نو دریافتگری (نئو امپرسیونیسم) آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

او در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهورترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند. او در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت.

در سال 1890 به دکتر گاچد روانشناس که از او پرتره‌ای کشیده است، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمارتر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزارها قدم زد و گلوله‌ای در سینه خود خالی کرد. او در روز بعد در یک مهمان سرا مرد. برادرش به بالین وی آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند.»

-پرتره دکتر گاچد


کودکی و جوانی

ونسان وان‌گوگ (فینسِنت فان خُخ) در خروت-زوندرت در ایالت برابانت هلند نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. او پسر آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودورس فان خُخ بود. پدر و پدر بزرگش کشیش بودند و سه تا از عموهایش دلال آثار نقاشی بودند. اسم پدربزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او عمو کنت می گفت. همچنین ونسان نام برادر بزرگتر وی و فرزند اول خانواده بود که یک سال قبل و چندی بعد از تولد درگذشته بود. این نام گذاری اثرات روحی عمیقی بر ونسان گذاشت که در رد آن در می توان تا آثار آینده وی دنبال کرد (مانند فیگورهای دونفره مردان.).

برادر محبوب و حامی‌اش تئودورس (تئو) چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به دنیا آمد. سپس خانواده ونگوگ دارای چهار فرزند دیگر شد: یک پسر به نام کور و سه دختر : آنا‌، الیزابت و ویل. ونسان کودک ساکت و آرامی بود.

در ۱۸۶۰ وارد دبستان روستای زاندرت شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال 61 همراه خواهرش ویل در خانه تحت تعلیم بک معلم خصوصی بود تا اینکه در سال ۱۸۶۴به یک مدرسه شبانه روزی به نام سنت پرولی در زونبرگ رفت. دوری از خانواده او را افسرده می کرد و این مساله را در بزرگ سالی نیز عنوان کرد. در ۱۸۶۶ به یک دبیرستان به نام ویلن کلس در تلبوری رفت و تحت نظر کنستاتین هایزمن که در پاریس به موفقیت هایی رسیده بود اصول اولیه طراحی را آموخت.

در ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت؛ تعریف وی از دوران نوجوانی و جوانی اش این بود:

«دوران جوانی من، تاریک و سرد و بی‌حاصل بود...»

ونسان در سال ۱۸۶۹ وی نزد عمویش ونسان در یک بنگاه خرید و فروش آثار هنری مشغول به کار شد و پس از مدتی از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در می آورد.

در همین دوران او عاشق دختر صاحب خانه اش اگنی لویر شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان به تدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند در آنجا بود که ونسان از اینکه با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد می کرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل می کرد تا اینکه در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.

اعتقاد مذهبی او به تدریج زیادتر شد تا آنجا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت خیر خواهانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. و تصور می کرد در مسیر درست زندگی قرار گرفته است. این مدرسه در بندر رمسگیت قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آنجا بکشد.

مدتی بعد جای مدرسه عوض شد و ونسان هم به خانه بازگشت و شش ماه را در یک کتاب فروشی به کار مشغول بود ولی اینکار وی را راضی نمی کرد و وی بیشتر وقت خود را در اتاق پشت مغازه به طراحی و ترجمه انجیل به زبان های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می گزراند.

در این دوران به گواهی هم اتاقی اش گورلیتز که معلمی جوان بود به شدت صرفه جو بود و از مصرف گوشت پرهیز می کرد.

در سال ۱۸۷۷ وی تصمیم داشت روحانی شود و تحصیلات الهیات را در دانشگاه ادامه دهد. بنابراین خانواده اش او را به آمستردام و نزد دیگر عمویش جان که یک فرمانده نیروی دریایی بود فرستادند. ولی وی موفق به تحصیل در الهیات نشد و آنجا را ترک کرد.

خودکشی و مرگ

هنگام مرگ همچون رافائل، سی و هفت سال بیشتر نداشت و سال‌هایی که به نقاشی مشغول بود از ده سال بیشتر نمی‌شد. تابلوهایی که باعث شهرت او شده در طول سه سالی کشیده شد که مدام گرفتار حمله‌های عصبی و افسردگی بوده‌است. امروز بیشتر مردم بعضی از این تابلوها را می شناسند؛ گل‌های آفتابگردان، صندلی خالی، شب‌های پر ستاره، درختان سرو و بعضی پرتره‌هایش به صورت تصاویر چاپی، شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق‌های ساده مردم عادی نیز دیده می‌شوند. این دقیقا همان چیزی است که ون گوک می‌خواست. دوست داشت تابلوهایش تأثیر‌برانگیزی مستقیم و قوی چاپ‌نقش‌های رنگی ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسین‌شان می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، که مایه شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.

وقتی ونگوگ مرد تابوتش را پر از گل‌های آفتابگردان کردند.

 منبع : wikipedia

 (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D9%86%DA%AF%D9%(88%DA%AF


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
نقاشی صلح
نویسنده : پریسا قیاسی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٢
 

نقاشی صلح

روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح را بکشد، جایزه بزرگی خواهد داد. هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد ولی فقط به دوتا از نقاشی ها علاقه مند شد. در نقاشی اول، دریاچه ای آرام با کوه های صاف و بلند بود. بالای کوه ها هم آسمان آبی با ابرهای سفید کشیده شده بود. همه گفتند: این بهترین نقاشی صلح است. در نقاشی دوم هم کوه بود ولی کوهی ناهموار و خشن، در بالای کوه آسمانی خشمگین رعد و برق می زد و باران تندی می بارید و در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود. وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد، دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته، بوته ای روییده و روی بوته هم پرنده ای لانه ساخته و روی تخم هایش آرام نشسته است. پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد. همه اعتراض کردند ولی پادشاه گفت: صلح در جایی که مشکل و سختی ای نیست، معنی ندارد. صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام و مطمئن است. این معنی واقعی صلح است.


 
comment نظرات ()